بدون هراس از خوانده شدن بگذار همه بدانند
مینویسم برای تو برای تویی که بودنت را
نه چشمانم میبیند نه گوشهایم میشنود و نه دستانم لمس میکند
تنها با شعفی صادقانه با دلم احساست میکنم
نازنین همیشگی من صاحب نوشته های من
اگر باشی میمانم
اگر بگویی اوج میگیرم
می دانی پاییز چه می کند با برگها؟...
آنها را می کشد برای خوش خدمتی به بهار!...
که بیاید و برگهای تازه بیاورد با خودش به خیالش شاهکار کرده!...
گمانم عاشق بهار است پاییز...
بیچاره آنها که عاشق پاییزند...
...
سال جدید که شروع میشه یه برگ تازه از دفتر عمر ما باز میشه
دفتری که به سرعت داره برگ می خوره ومعلوم نیست
که این برگ برگ آخر هست یا خیر.
ما انسان ها عجیب فراموش کاریم وخونسرد!!!
اصلا انگار نه انگار که هر لحظه این دفتر امکان دارد به پایان رسد
ودر پیشگاه حقتعالی به میز محاسبه کشیده شویم آن هم چه حسابی!!!!!
...
لایک!!