باران احساس

دست نوشته

باران احساس

دست نوشته

دوباره

دوبـاره... 

ذهن، قلم، کاغذ،، نقشِ خاطره، پنجره ای رو به خلوتی خیابان، خیسی باران، نم شیشه، 

سجاده ای رو به تو، دفترچه ی خاطرات، دلتنگیِ جاده، 

سفر، ترانه، عشق، مهتاب، جریان زندگی، تپش قلب، لبخندهایی پر از بغض، 

و دوبـاره... 

نبـودن تکراری تـو 

می بینی همه اینجا هستند، زندگی جاریست، زنده است، 

اما نـفـس نمی کشد... 

اینجا حتی خواب هم چشمانم را تحویل نمیگیرد، 

خیالت جمع... 


Neutral



این روزها

این روزها خیلی خسته میشم نمیدونم مال هواست یامال...!؟ 

توی کلاس ... نشستم ولی باور کنید هیچی حواسم نیست!؟ خیلی سخته 


دلم میخواد ...! 


قمار عاشقانه!!!


برای رسیدن به وصال چاره ای جز ترک ساحل نیست!
باید دل به دریا بسپاری
باید تمامی تکیه گاه هایت را از دست بدهی!
نمی توانی مدعی دوستی با خداوند باشی در حالی که به چیزی و کسی غیر از او تکیه کنی!
باید از هر چه غیر اوست بگذری و این را نه در حرف بلکه در عمل هم اثبات کنی!

اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند
عشق است و داو اول بر نقد جان توان زد


اما در قمار عاشقانه بردنی در کار نیست!
هر چه بیشتر ببازی نصیب بیشتری هم خواهی برد!
باید از همه چیزت بگذری
با محو کامل توست که خداوند آشکارتر و آشکارتر میشود
تنها یک راه برای رسیدن به خداوند وجود دارد
و آن
نیست شدن کامل توست!

دین و دل به یک دیدن باختیم و خرسندیم
در قمار عشق، ای دل، کی بود پشیمانی؟!